Plenty of Fish: سایتی که یک نفر سالها تنها ادارهاش کرد و ۵۷۵ میلیون دلار فروخته شد
تیم تحریریهٔ سلزینوانتشار: ۵ دقیقه مطالعه
داستان Plenty of Fish از کجا شروع شد؟
پیش از آنکه اصطلاح «شرکت یکنفره» مد شود، Markus Frind نمونهای واقعی از آن بود. به گزارش Daily Hive، او Plenty of Fish را در ۲۰۰۳ از آپارتمانش در ونکوور راه انداخت. بر اساس اطلاعات ویکیپدیا، این سایت از ۲۰۰۴ کار تماموقت او شد و Frind تا ۲۰۰۸ آن را بهتنهایی اداره کرد؛ یعنی حدود پنج سال بدون کارمند.
Plenty of Fish به چه اعدادی رسید؟
بر اساس منابعی که بررسی کردیم:
- Match Group در ژوئیهی ۲۰۱۵ این شرکت را به ۵۷۵ میلیون دلار خرید و بنا بر عنوانی که ویکیپدیا ارجاع میدهد، مبلغ نقدی پرداخت شد.
- Daily Hive از «بیش از ۱۰۰ میلیون کاربر» خبر داده و ویکیپدیا رقم ۱۰۰ میلیون کاربر ثبتنامشده را برای مارس ۲۰۱۵ آورده است.
- ویکیپدیا درآمد ۲۰۱۴ را حدود ۱۰۰ میلیون دلار برآورد کرده است.
- در زمان فروش، تعداد کارکنان حدود ۱۰۰ نفر یا کمتر گزارش شده است؛ یعنی شرکت دیگر یکنفره نبود، اما با این مقیاس کاربر، تیم کوچکی به شمار میرفت.
مدل درآمدی Plenty of Fish چه بود؟
به نوشتهی ویکیپدیا، استفاده از سایت رایگان بود و درآمد از تبلیغات و عضویت ویژه به دست میآمد. این مدل در آن زمان با رقبایی که برای عضویت پول میگرفتند، تفاوت جدی داشت. رایگان بودن، مانع ورود کاربر را برمیداشت و هر کاربر تازه، سایت را برای کاربران دیگر ارزشمندتر میکرد.
یک نفر چطور چنین سایتی را بازاریابی کرد؟
منابع ما جزئیات کامل بازاریابی او را نمیدهند، اما از ویژگیهای مدل میتوان چند اصل را بیرون کشید:
ارزش شبکهای بهجای بودجهی تبلیغات
در سایت دوستیابی، هر کاربر هم مصرفکننده است و هم بخشی از محصول. وقتی ورود رایگان است، رشد کاربر خودش بازاریابی میکند. معادل امروزی این اصل، بازارگاهها و گروههایی است که ارزششان از تعداد اعضای فعال میآید.
ترافیک زیاد، هزینهی کم
ویکیپدیا از حدود دو میلیارد بازدید صفحه در ماه در آوریل ۲۰۱۲ خبر میدهد. با این حجم بازدید، حتی درآمد کم از هر بازدید تبلیغاتی، جمع بزرگی میسازد؛ به شرط آنکه هزینهی نگهداری سایت پایین بماند.
انتقال به موبایل در زمان درست
به نقل از مصاحبهای که ویکیپدیا در ژوئن ۲۰۱۴ ارجاع داده، ۸۵ درصد ترافیک از موبایل بود. یعنی سایت با رفتار کاربران تغییر کرده بود.
اگر امروز همین مدل را با هوش مصنوعی اجرا کنیم، چه فرقی دارد؟
امروز یک نفر برای ادارهی یک سرویس پرمخاطب ابزارهای بیشتری در اختیار دارد:
- نظارت بر محتوا: مدلهای هوش مصنوعی میتوانند پیامها و پروفایلهای مشکوک را برای بررسی انسانی علامت بزنند.
- پشتیبانی: پاسخ به سؤالهای تکراری را میشود به دستیار متنی سپرد.
- تولید محتوا برای جذب ارگانیک: صفحههای راهنما و مقالههای آموزشی سریعتر نوشته میشوند.
- تحلیل داده: فهمیدن اینکه کدام صفحهها کاربر را نگه میدارند، بدون تحلیلگر تماموقت ممکنتر شده است.
اما خطرهای امروز هم بیشتر است. سرویسهایی که با دادهی شخصی و ارتباط میان افراد کار میکنند، باید امنیت، حریم خصوصی و جلوگیری از سوءاستفاده را جدی بگیرند. در ایران، رعایت قوانین مربوط به محتوا و داده هم ضروری است.
برای کسبوکار ایرانی چه مدلهایی از این داستان قابل الهام است؟
- بازارگاههای محلی خدمات: مثلاً فهرست رایگان مربیان، معلمان خصوصی یا تعمیرکاران یک محله، با درآمد از نمایش ویژه.
- انجمنهای تخصصی: گروه یا سایت پرسشوپاسخ برای یک صنف خاص، با درآمد از تبلیغات هدفمند و عضویت ویژه.
- ابزارهای رایگان با نسخهی پولی: ماشینحساب، قالب قرارداد یا راهنمای کاربردی رایگان که نسخهی کاملتر آن پولی است.
در همهی این مدلها، اصل یکی است: ورود را ساده و رایگان کنید، ارزش را از شبکهی کاربران بسازید و درآمد را از بخش کوچکی که امکانات بیشتر میخواهد یا از تبلیغ مرتبط به دست آورید. هیچکدام از این مدلها درآمد مشخصی را تضمین نمیکند و رسیدن به مقیاس، زمان زیادی میبرد.
یک نمونهی فرضی: فهرست رایگان مربیان ورزشی یک شهر
برای اینکه اصول بالا ملموستر شود، یک مدل فرضی را مرور کنیم. فرض کنید یک نفر در اصفهان سایتی میسازد که در آن مربیان ورزشی خصوصی شهر، رایگان پروفایل میسازند و شاگردان، رایگان جستوجو میکنند.
- ارزش شبکهای: هرچه مربی بیشتری ثبتنام کند، سایت برای شاگرد ارزشمندتر است؛ و هرچه شاگرد بیشتری بیاید، مربیان انگیزهی بیشتری برای کامل کردن پروفایل دارند.
- درآمد: مربیانی که میخواهند در نتایج بالاتر دیده شوند، عضویت ویژهی ماهانه میخرند. باشگاهها و فروشگاههای لوازم ورزشی هم میتوانند تبلیغ مرتبط بدهند.
- نقش هوش مصنوعی: کمک به مربیان برای نوشتن متن معرفی، دستهبندی خودکار رشتهها، پاسخ به سؤالهای تکراری شاگردان و علامت زدن پروفایلهای مشکوک برای بررسی انسانی.
- کار انسانی: تأیید هویت و مدارک مربیان، رسیدگی به شکایت و تصمیم دربارهی قوانین سایت.
در این مدل، بزرگترین ریسک این است که سایت در ماههای اول خالی بماند. بنابراین بنیانگذار باید پیش از تبلیغ برای شاگردان، با تماس مستقیم دستکم چند ده مربی را ثبتنام کند تا اولین بازدیدکننده با سایت خالی روبهرو نشود. این کار دستی، همان چیزی است که هیچ ابزاری بهتنهایی جایش را نمیگیرد.
مدل رایگان چه زمانی جواب نمیدهد؟
مدل رایگان برای هر کسبوکاری مناسب نیست. اگر هزینهی خدمترسانی به هر کاربر بالا باشد، مثلاً وقتی هر کاربر به مشاورهی انسانی یا پردازش سنگین نیاز دارد، کاربران رایگان میتوانند منابع را تمام کنند پیش از آنکه درآمدی برسد. همچنین در بازارهای کوچک که تعداد کاربر بالقوه محدود است، درآمد تبلیغاتی معمولاً برای پوشش هزینهها کافی نیست. پیش از انتخاب این مدل، هزینهی هر کاربر رایگان و درصد احتمالی تبدیل به کاربر پولی را برآورد کنید.
منابع
- https://en.wikipedia.org/wiki/Plenty_of_Fish
- https://dailyhive.com/vancouver/plentyoffish-acquired-match-group-575-million
چکلیست
- [ ] مشخص کردهام کاربران رایگان چه ارزشی برای کاربران دیگر میسازند.
- [ ] هزینهی نگهداری هر هزار کاربر را میدانم.
- [ ] برای نسخهی ویژه یک مزیت روشن و منصفانه تعریف کردهام.
- [ ] تبلیغات را فقط از کسبوکارهای مرتبط و مجاز میپذیرم.
- [ ] برای گزارش تخلف و حذف محتوای نامناسب، فرایند روشن دارم.
- [ ] صفحهها و تجربهی کاربری را اول برای موبایل طراحی کردهام.